غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

481

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

شهر سمرقند را بوجود شريف مشرف گردانيد و بعد از اقامت مراسم طواف مزارات و انعام صلات و صدقات بارباب حاجات بساط عيش و نشاط مبسوط ساخت و چند روز در غايت فرح و سرور و نهايت بهجت و حضور بتمهيد مجلس بزم و عشرت پرداخت و چون از آن كار ملالت روى نمود همت عالى نهمت بتمشيت امور مملكت و تقويت اركان دين و دولت مصروف داشته اميرزاده شاهرخ را بجانب دار السلطنه هرات فرستاد و از تلقين ملحم سعادت ابدى مهندسان هوشمند را به عمارت مسجد جامع سمرقند فرمان داد و الحمد و للّه الموفق الاتمام و الصلاة و السلام على سيد الانام محمد و آله الكرام العظام ذكر شمه‌اى از حال اميرزاده ميرزا معز الدين ميرانشاه و بيان اسباب يورش هفتساله صاحبقران عاليجاه در پائيز سنه ثمان و تسعين و سبعمائه شاه‌زاده جلادت پناه ميرزا ميرانشاه كه متصدى ضبط مملكت هلاكو خان بود بعزيمت صيد و شكار بر سمند باد رفتار سوار شد و در صحراى مريد جرگه بهم رسيده در جوار مزار پير عمر نخجيربان آهو و نخجير فراوان مجتمع گرديد و اميرزاده تهمتن در اثناء تاختن و صيد انداختن قوچ كوهى را زنده گرفته بقرپوس زين رسانيد و صيد طپيده و اسب رميده آن شهسوار شير شكار را ز پشت زين بسر و گردن بر روى زمين افتاد و از صعوبت آنحالت بيهوش گشته بعد از مدتى كه اندك افاقتى دست داد و از جهت شدة سقطه خللى فاحش بدماغ آن چشم و چراغ دودمان تيمورى راه يافته طبيبى كه در صدد معالجه درآمد بسهو يا عمد در علاج خطا كرد و پريشانى دماغ شاه‌زاده زياده شده اقوال و افعالى كه مستحسن مردم اشراف و عاقل و لايق به حال سلاطين كامل نبود از وى بظهور رسيد گاهى به مجرد ادنى توهمى خون بيگناهى بر خاك ميريخت و احيانا به راه اسراف و اتلاف گنجى به غير مستحق مىبخشيد و در اوايل فصل تابستان كه بواسطه حرارت هوا جوشن در بر مبارزان و توان مىتافت بىتقريبى عنان بجانب بغداد تاخت و از غايت سرعت 2 منزل را يكى كرد و سلطان احمد جلاير چون ميدانست كه در آن فصل محاصره دار السلام اشكال تمام دارد پاى در دامان تمكن و ثبات كشيده به هيچ طرف حركت نفرمود و ميرزا ميرانشاه به ظاهر دار السلام بغداد رسيده در آن اثنا متواتر و متعاقب ايلچيان از جانب آذربايجان آمدند و معروض گردانيدند كه طايفه‌اى از اعيان و اشراف تبريز با يكديگر عهد بسته داعيه عذرى دارند بنابر آن شاه‌زاده عاليمقام بعد از دو روز كه در ظاهر بغداد بود بصوب تبريز معاودت فرمود و اهل فتنه و فساد را كه يكى از آن جمله بمنصب قضاء تبريز اشتغال داشت معروض تيغ سياست گردانيد و چون گرجيان بيدين از اختلال دماغ شاه‌زاده حشمت